اي عشق
عاقبت مي در اين سبو كردي دست دل را دوباره رو كردي
پاره هاي دل مرا اي عشق بي خبرآمدي رفو كردي
با دل سنگ من تو آيينه در شگفتم چگونه خو كردي؟!
ترسم اين دل زياد خو ببرد هر چه خوبي توبه او كردي
تو را.............
شبي با يك سكوت سرد ومبهم
به دنبالت دويدم
تو را با چشمهاي خالي از اشك
كنار ازدحام كوچه ديدم
صداي گرم تو آرامشم داد
صدايت را به گوش جان شنيدم
به دنبالتدويدم
تو را در دفترم ترسيم كردم
نگاه مهربانت را ميان قمريان
تقسيم كردند
براي لحضه هاي شاد من،تو
هميشه جاوداني!
مرا اي دوست تنها همزباني!

